سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
46
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
لازمست مدّتى بگذرد كه علم يا ظنّ حاصل شود كه زن از پاكى و طهارتى كه مرد در آن با وى نزديكى نموده به طهارت ديگر منتقل شده است . البته انتقال از طهارت اوّل به طهارت دوّم به اختلاف عادت زنان متفاوت مىشود و از همينجا است كه اخبار نيز در اين باب مختلف بوده و در تقدير مدّت مزبور با هم از حيث مضمون فرق دارند و نتيجتا اقوال فقهاء نيز به حسب اخبار متفاوت مىباشد . و به هرتقدير وقتى زوج برايش علم يا ظنّ حاصل شد كه همسرش از طهارت اوّل به طهارت دوّم منتقل شده مىتواند وى را طلاق دهد و اين طلاق صحيح است اگرچه زن در واقع به طهارت دوّم منتقل نشده و طلاق در حال حيض واقع شده باشد مشروط به اينكه بعدا براى شوهر قطع و علم حاصل نشود كه زن در حال طلاق حائض بوده اگرچه قطع به واسله اخبار كسى كه به خبرش شرعا مىتوان اعتماد نموده به دست آمده باشد چه آنكه در صورت حصول علمى طلاق باطلست . قوله : المجوّزة له : ضمير در [ له ] به طلاق حائض و نفساء راجع است . قوله : اجودها مضىّ مدة الخ : ضمير در [ اجودها ] به اقوال عود مىكند . قوله : انتقالها من الطّهر الّذى واقعها فيه الى غيره : ضمير مؤنّث در [ انتقالها ] و [ واقعها ] به زوجه راجع است و ضمير فاعلى در [ واقعها ] به زوج و ضمير مجرورى در [ فيه ] و [ غيره ] به [ الطّهر ] عود مىكند . قوله : و يختلف ذلك باختلاف عادتها : مشار اليه [ ذلك ] انتقال از طهر مواقعه به غير آن مىباشد . مؤلّف گويد : يكى از شرائط نيز آنست كه طلاق در طهر مواقعه نباشد يعنى در آن