سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

394

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

شرح فارسى : مرحوم مصنّف مىفرماين : ى : اگر مرد ظهاركننده پيش از دادن كفّاره عمل وطى را مكرّر نمايد يكى از دو كفّاره‌اى كه به ذمّه‌اش آمده مكرر مىشود ولى كفّاره ظهار همچون به حال اول باقى است . شارح ( ره ) مىفرماين : اين حكم در جائى است مرد پيش از دادن كفاره ظهار مرتكب اين عمل شود كه در اين فرض كفّاره وطى مكرّر مىشود اگر چه كفّاره وطى را داده باشد به اين معنا كه پيش از دادن كفّاره ظهار هربار كه عمل جماع را انجام دهد يك كفّاره براى اين فعل به عهده‌اش مىآيد لذا در مرتبه دوّم كه مواقعه مىكند نمىتواند بگويد چون كفّاره عمل اوّل را داده‌ام پس از تكرار ديگر كفّاره‌اى بر من واجب نيست بلكه همچون بار اوّل مىباشد به واسطه وطى كفّاره ديگر بدهد . و سپس در ذيل [ تكرّرت الواحدة ] مىفرماين : مقصود از [ واحده ] كفّاره‌اى است كه به واسطه وطى واجب شده نه آن كفّاره‌اى كه جهت ظهار بذمّه‌اش آمده است بنابراين اگر قبل از دادن كفاره ظهار دوباره مواقعه نمود سه كفاره به عهده‌اش مىآيد چنانچه براى وطى سوّم چهار كفاره و به همين ترتيب هربار كه عمل را تكرار نمايد يك كفّاره به كفّارات واجب شده اضافه مىگردد . ناگفته نماند كه صدق تكرار به اين است كه پس از نزع تام و اخراج آلت از فرج به طور كامل دوباره در آن داخل نمايد كه در اين صورت كفّاره اين فعل نيز تكرار مىگردد ولى كفّاره‌اى كه بواسطه ظهار بعهده‌اش آمده همچون به حال اوّليّه باقى مانده و تكرار وطى موجب تكرار آن نمىگردد . قوله : و لو كرّر الوطى : ضمير فاعلى در [ كرّر ] به [ ظهاركننده ] راجع