سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

240

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

ناگفته نماند كه بنابر هردو قول يعنى چه آنان كه خلع مزبور را فسخ دانسته و چه كسانى كه آن را طلاق مىدانند لازم است پس از خواندن صيغه خلع زن بگويد [ قبلت ] و علاوه بر اصل لزوم آن واجب است فورا به آن مبادرت ورزد و بدون اينكه فاصله قابل اهميّتى بين صيغه‌اى كه مرد خوانده و قبول وى واقع شد آن را ابراز نمايد و يا در غير اين صورت پيش از اينكه مرد صيغه را بخواند زن از وى درخواست خلع نموده باشد و مرد هم بلافاصله صيغه خلع را بخواند كه در اين فرض البته به قبول ديگر نيازى نمىباشد . قوله : ثمّ ان اعتبرنا اتّباعه بالطّلاق : ضمير در [ اتّباعه ] به خلع راجع است . قوله : فى عدّه طلاقا : ضمير در [ عدّه ] به [ خلع ] راجع است . قوله : و على القول الآخر : مقصود قول مرحوم سيد مرتضى و ابن جنيد و علّامه و مصنّف در شرح ارشاد مىباشد . قوله : هل يكون فسخا : ضمير در [ يكون ] به [ خلع ] راجع است . قوله : اصحهما الثانى : ضمير در [ اصحّهما ] به [ قولين ] راجع است . قوله : لدلالة الاخبار الكثيرة عليه : از جمله اين اخبار دو خبر ذيل مىباشد : 1 - محمد بن يعقوب ، از على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ، از حمّاد ، از حلبى ، از مولانا ابى عبد اللّه عليه السّلام فى حديث قال : فاذا قالت المرأة ذلك لزوجها حلّ له ما اخذ منها و كانت عنده على تطليقتين باقيتين و كان الخلع تطليقة و قال : يكون الكلام من عندها و قال لو كان الامر الينا لم نجز طلاقا الّا للعدّة . ( وسائل ج 15 ص 491 )