سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

131

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

طلاق داده و سپس بلافاصله خون نفاس براى يك آن بيايد و پس از قطع شدن ده روز پاك شده و سپس به مدّت سه روز حيض شود و بعد از قطع شدن به مدّت ده روز پاك گردد و سپس حيض گردد كه در همان لحظه اوّل چون سه طهر ديده كشف مىشود عدّه‌اش منقضى شده است . البته در اين فرض زن دو بار حيض و يك بار نفاس شده ولى يك بار نفاس به منزله يك حيض به حساب مىآيد . سپس مىفرماين : از اين تقرير به خوبى مىتوان حكم كنيز و تصوير كمترين زمان عدّه‌اش را در فرض نادر الوقوع تصوير نمود . مؤلّف گويد : كيفيّت تصوير آن بدين ترتيب است كه شوهر كنيز وى را پس از وضع حمل و قبل از رؤيت خون نفاس طلاق دهد و بعد از لحظه‌اى به مدّت يك آن از وى خون نفاس ديده شود و سپس براى ده روز پاك شود و پس از آن حيض ببيند كه در همان لحظه ابتداء حيض كشف مىشود وى از عدّه خارج گشته است زيرا بعد از طلاق دو پاكى ديده است . قوله : هذا اذا كانت حرّة : مشار اليه [ هذا ] عبارتست از حكم مذكور درباره اقل مدّت عدّه كه گفتيم بيست و شش روز و دو لحظه است و ضمير در [ كانت ] به [ معتدّه ] راجع است . قوله : نقصانها فى الحرّة : يعنى نقصان عدّه . قوله : بعشرة و ثلاث : يعنى ثلاث لحظات . قوله : بعشرة و ثلاث : يعنى ثلاث لحظات . قوله : بان يطلّقها بعد الوضع : ضمير فاعلى در [ يطلّقها ] به زوج و ضمير مفعولى به [ زن حرّه مطلّقه ] راجع است . قوله : ثمّ تراه لحظة : ضمير فاعلى در [ تراه ] به [ مطلّقه ] و ضمير