سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
127
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
و شرح و بيان مدّت مذكور اين است كه : وقتى زن يك لحظه به حيض شدنش مانده باشد اگر شوهرش وى را طلاق داد سپس اقل حيض يعنى به مدّت سه روز ناپاك شد و پس از آن كمترين مدّت پاكى كه ده روز است فاصله گرديد و پس از آن به همين نحو به مدّت سه روز حيض و بعد از آن براى ده روز پاك و بعد از سپرى شدن ده روز حيض ببيند در همان لحظه اوّل حيض عدّهاش منقضى مىشود . قوله : و اقلّه ستة و عشرون يوما و لحظتان : ضمير در [ اقلّه ] به انقضاء عدّه عود مىكند . قوله : ان كانت معتدّة بالاقراء : ضمير در [ كانت ] به [ مطلّقه ] راجع است . و حاصل مراد شارح عليه الرحمة آنست كه زنان دو دسته هستند : 1 - زنانى كه حيض شده و مناط عدّه در آنها به سه پاكى مىباشد . 2 - زنانى كه مسترابه بوده يعنى حيض نمىبينند ، حكم ايشان در باب عدّه اينست كه از زمان طلاق مىبايد سه ماه بگذرد . پس فرموده مصنّف ( ره ) در اينجا كه كمترين مدّت انقضاء عدّه را مقدار مزبور فرمودند منحصرا در زنان دسته اوّل است ولى زنان دسته دوّم هميشه بطور ثابت عدّه ايشان سه ماه مىباشد . قوله : و ذلك بان يطلّق : يعنى و بيان اينكه اقل عدّه چطور بيست و شش روز و دو لحظه است . ضمير در [ يطلّق ] به زوج راجع است . قوله : و تطهر كذلك : يعنى اقل الطهر عشرة ايّام . قوله : ثمّ تطعن فى الحيض : يعنى تدخل فى الحيض .