سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

118

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

مدخول بها بوده عينا پس از رجوع نيز مدخول بها است از اين‌رو اگر بعدا طلاق ديگر واقع شود و لو قبل از دخول باشد طلاق مدخول بها به حساب مىآيد . 2 - اساسا زنى كه در عدّه رجعى است زوجه مطلّق محسوب مىشود و پيش از پايان ايّام عدّه از وى منقطع و جدا نمىگردد . و شاهد بر اين مدعى آنست كه در اين مدت تمام احكام زوجيّت براى زن و مرد ثابت است همچون توارث و عدم جواز نكاح مرد با خواهر زن و با داشتن چهار زن كه يكى از آنها مطلّقه است حقّ گرفتن زن پنجمى را ندارد و نيز وجوب نفقه زن بر مرد و عدم جواز نشوز وى و ديگر احكام . و شاهد ديگر آنكه مرد در زمان عدّه بدون آنكه لفظ [ رجعت ] را بگويد مىتواند ابتداء به قصد رجومع با همسرش نزديكى كند و اين امور خود شاهد اقوائى است بر اينكه زن در عدّه زوجه مطلّق مىباشد . قوله : و لو طلّق الذّميّة : ضمير فاعلى در [ طلّق ] به زوج مطلّق راجع است . قوله : جاز مراجعتها : ضمير مجرورى در [ مراجعتها ] به ذميّه عود مىكند . قوله : و لو منعنا من ابتداء نكاحها : كلمه [ لو ] وصليّه بوده و ضمير در [ نكاحها ] به [ ذميّه ] بازمىگردد . قوله : لا انّها تحدث حكم نكاح جديد : ضمير در [ انّها ] به [ رجعت ] برمىگردد . قوله : و من ثمّ امكن طلاقها ثلاثا : مشار اليه [ ثمّ ] استصحاب حكم الزّوجية السّابقة بوده و مرجع ضمير در [ طلاقها ] مطلّقه مىباشد . قوله : بعدها : يعنى [ بعد الرّجعة ] و كلمه [ بعد ] ظرف بوده و متعلّق