سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

80

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

همانطوريكه زوج به زوجه رجوع مىنمود و حال آنكه احدى از فقهاء به آن ملتزم نيست . جواب مرحوم شارح از احتمال ياد شده شارح ( ره ) مىفرماين : بين مسئله مورد بحث با مثاليكه ذكر شد فرق بسيار واضحست چه آنكه در مورد كلام حق مهر به عهده مرد ثابت و ذمه‌اش در حال ابراء زوجه ظاهرا و باطنا مشغول مىباشد از اينرو اسقاط و ابراء زوجه بعد از ثبوت حق متحقق و قطعى است بخلاف مسئله شاهدين زيرا حق و طلب عمرو از زيد در وقت ابراء اينطور نيست كه ظاهرا و باطنا ثابت باشد بلكه فقط بحسب ظاهر مىباشد از اينرو ممكنست در باطن و واقع ذمّه زيد مشغول نبوده و بدين ترتيب اسقاط و ابراء موضوع نداشته باشد پس برائت با حقّى كه بواسطه اسقاط و ابراء ساقط شده باشد مصادف نگشته . قوله : لانها لم تأخذ منه مالا : ضمير در [ لانها ] به زوجه و در [ منه ] به زوج عود مىكند . قوله : و لا نقلت اليه الصداق : ضمير فاعلى در [ نقلت ] به زوجه و ضمير مجرورى در [ اليه ] به زوج عود مىكند . قوله : و لا اتلفته عليه : ضمير فاعلى در [ اتلفته ] به زوجه و ضمير مفعولى بصداق و ضمير مجرورى در [ عليه ] بزوج عود مىكند . قوله : كما لو رجع الشاهدان بدين فى ذمّة زيد لعمرو :