سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
62
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
است نصف عين واجد زيادى را به شوهر دفع و تسليم كند يا نصف قيمت بدون زيادى را به او بدهد . مثلا با زيادى متصله قيمتش 12000 تومان و بدون آن 1000 تومان است نصف 10000 تومان يعنى 5000 تومان را بوى بدهد . و اگر عين در دست زن تغيير پيدا كرده و فرض كنيم كه تغيير موجب زيادى قيمت در عين شده باشد مثل اينكه قطعهاى نقره در دستش بوده كه زن آن را انگشتر يا آلت زينتى ديگر ساخته و بدينوسيله قيمتش افزون گرديد يا پارچهاى شوهر بوى داد كه زن آن را دوخت و لباسش نمود حكم اين صورت نيز همچون فرضى است كه در عين زيادى متصله پيدا شود يعنى زن مخيّر است نصف عين متغيّر را به شوهر دهد و يا نصف قيمت بدون حدوث زيادى را بوى مسترد دارد . تبصره ناگفته نماند در مثال اوّل يعنى [ صياغة الفضة ] اگر زن به مرد پيشنهاد كرد كه انگشترى را به تو مىدهم و در نصفش با تو شريك هستم زوج ملزم و مجبور است آن را قبول كند ولى در مثال دوّم يعنى خياطة الثوب الزامى در پذيرفتن عين تغيير يافته ندارد . و دليل اين تفصيل آنست كه نقره متغيّر اگرچه فعلا به صورت و شكل اوّل باقى نيست ولى مىتوان آن را بهر شكلى كه بخواهند درآورند و همان قصدى را كه زوج از آن ابتداء داشت الآن نيز مىتواند عملى كند يعنى آن را ذوب كرده و به صورت شمش و قطعه درآورده و مطلوب خود را از آن تحصيل نمايد بخلاف جامه متغيّر كه به صورت