سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
253
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
گذشتن نصف از شب بواسطه مانع و امر قهرى از اكمال شب منع شده و نتوانست بقيّه شب را آنجا بماند حكم آنست كه در نوبت ديگران بايد به همين مقدارى كه نزد اين همسرش مانده پيش آنها توقف كرده و پس از آن بجاى ديگرى كه دور از تمام آنها بوده برود و تا صبح تنها باشد . البته اگر زنان ديگرش از حيث حق القسم با همسر مزبور مساوى باشند حكم واضح و روشن است يعنى وقتى از چهار شب تنها نصف شب را نزد اين زن توانست بماند نزد آنها نيز به همين مقدار بايد توقف كرده و در كمتر يا بيشتر از آن مجاز نيست بنابراين اگر چهار همسر داشته باشد هرشب نزد هريك به قدر نصف از شب بيشتر نبايد بماند ولى اگر يك همسر حرّه و يكزن كنيز داشت و پس از فرارسيدن نصف شب نزد حرّه از اكمال آن ممنوع شد چون كنيز از نظر حق القسم نصف حرّه مىباشد يعنى در هرهشت شب يك بار نوبت اوست لاجرم بر شوهر لازمست در شب نوبت وى فقط به قدر نصف از شب پيش وى بماند و بقيّه شب را در مكانى بدور از هردو همسرش بصبح برساند . قوله : و لو فرّقه لم يحتسب : ضمير فاعلى در [ فرّقه ] بزوج و ضمير مفعولى به سبع راجع بوده و ضمير در [ لم يحتسب ] به السبع المفرّق عود مىنمايد . قوله : و استأنف و قضى المفرّق : ضمير فاعلى در [ استأنف ] و [ قضى ] به زوج راجع است . قوله : للاخريات : يعنى براى همسران ديگرش .