سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

249

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

بالعدل ، أو يستدعيهن إليه ، أو بالتفريق ، و لو خص به بعضهن فقد جار ، و عليه القضاء ، فإن أفاق المجنون قضى ما جار فيه الولي ، و في وجوبه عليه نظر ، لعدم جوره . شرح فارسى : مرحوم مصنف مىفرماين : اگر مردى ديوانه بود براى قيام بوظيفه قسمت و رعايت آن نسبت به همسرانش ولىّ ولى مكلّف است كه اين امر را به عهده بگيرد . شارح ( ره ) مىفرماين : يعنى بر ولىّ واجبست كه وى را بر همسرانش طواف و دور دهد به اين معنا كه نوبت هركدام كه مىشود وى را بنزد آنها ببرد و رعايت عدالت را بنمايد يا آنها را بنزد وى خوانده و هرشب كه نوبت هركدام از آنها مىشود زن را دعوت كند كه بنزد شوهر آيد . و مىتواند نسبت به بعضى از همسران شوهر را بنزد آنها برده و نسبت به بعض ديگر زنان را بنزد او فرابخواند . و اگر ولىّ تنها رعايت قسم برخى از زنان را نموده و شوهر را نزد آنها برده و نسبت به بعضى ديگر آن را مراعات نكرده و مهمل بگذارد در حق ايشان جور و ظلم كرده و قضاء آن بر وى واجب و لازمست و بر شوهر است كه وقتى از جنون افاقه و سلامتى پيدا كرد آنچه را كه ولىّ او جور كرده ترميم و جبران نموده و قضاء آن را بجاى آورد منتهى در اينكه قضاء بر او واجب است يا مستحب دو احتمال مىباشد كه شارح ( ره ) مىفرماين : از نظر ما مشكل است بگوئيم قضاء بر وى لازم مىباشد زيرا او در