سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

180

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

و فروج زنان شبيه باد نمودن بيضه‌هاى مردان . و بعد از كلمه [ رتق ] مىفرماين : كلمه [ رتق ] بفتح راء و تاء و آن اينست كه در فرج زن گوشت به نحوى روئيده باشد كه محل و منفذى براى دخول نره در آن وجود نداشته باشد . و در ذيل [ على خلاف فيهما ] يعنى عقل و رتق مىفرماين : منشاء اختلاف اينست كه : قائلين بعدم خيار مىفرماين : راجع بايندو نصّى وارد نشده از اينرو فسخ عقد بايندو جايز و مشروع نيست . و كسانى كه بوجود ايندو خيار را ثابت دانسته‌اند دليلشان اين است كه درباره [ قرن ] نصّ وارد شده و آن را مجوّز فسخ عقد قرار داده است و چون ايندو با آن در علّت مجوّز فسخ مشتركند لاجرم بواسطه ايندو نيز خيار ثابت مىگردد و معناى مجوّز فسخ در قرن منع از دخول و نزديكى مرد با زن است كه در هرسه اين امر وجود دارد . و در قول دوّم قوّت و استحكام بوده از اينرو از نظر ما نيز اقوى جواز فسخ بايندو عيب نيز مىباشد . و در برخى از كلمات اهل لغت آمده كه [ عفل ] اساسا همان قرن است بنابراين عفل نيز منصوص مىگردد چون مشمول ادلّه‌اى است كه قرن را مجوّز فسخ قرار داده است . و در كلام برخى ديگر از اهل لغت آمده كه سه لفظ مزبور يعنى عفل ، قرن ، رتق از الفاظ مترادف مىباشد يعنى هرسه معنايشان اينست كه در رحم زن گوشتى روئيده باشد كه مانع از دخول مرد با