سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

143

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

قوله : و عدم قبوله قبله : ضمير در [ قبوله ] به قول المرأة و در [ قبله ] بدخول راجعست . قوله : كان حسنا : ضمير در [ كان ] بقول مزبور و تفصيل مذكور راجعست . قوله : بعد اتفاقهما على التسمية : يعنى زن و شوهر هردو قبول دارند كه در عقد مهرى تعيين نموده‌اند منتهى در مبلغ و مقدارش با هم اختلاف دارند . قوله : قدّم قول الزوج مطلقا : يعنى چه بعد از دخول بوده و چه قبل از دخول باشد . قوله : و مثله : ضمير در [ مثله ] به فرض اتفاق در تسميه و اختلاف در قدر راجعست . قوله : فى اصل المهر : يعنى نزاعشان در تسميه يا مقدار مهر نيست بلكه بدون تعرّض اين امور زن مىگويد مهريه مرا بده ، مرد مىگويد مهريه از من طلبكار نيستى يعنى چه بسا ممكنست مقصودش اين باشد كه مهريه تو را پرداخته‌ام ولى اينطور نمىگويد چه آنكه اگر اصل طلب زن را اعتراف نموده و سپس مدعى پرداخت شود قول زن مقدّم مىباشد فلذا براى اينكه غرامت دوباره متحمل نشود مىگويد اساسا تو مهرى از من طلبكار نيستى و چون اصل مقتضى برائت ذمّه وى از مهر است لاجرم قول مرد در اين فرض بر زوجه مقدم ميگردد . قوله : او وارثه : يعنى وارث زوج . قوله : و نحوهما : مثلا تمام فوت شده و از مرد هيچكس باقى نمانده است .