سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

93

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

ب : آنكه شوهردار باشد . يعنى زنيكه در عدّه باشد و انسان به اين امر عالم بوده و مع ذلك وى را به عقد خويش درآورد موجب حرمت ابدى زن بر مرد عاقد است يا زنى شوهردار باشد و شخصى با وى وطى نمايد چه از روى علم و چه از روى جهل باز اين زن بر واطى حرام ابدى ميگردد در حالى كه در دو صورت مذكور هيچكدام از ايندو امر وجود ندارد زيرا : اوّلا : زن در عدّه نيست بخاطر آنكه خبر مرگ شوهرش بوى نرسيده و در عدّه وفات مبدء را از زمان بلوغ خبر بزن قرار ميدهند . ثانيا : شوهردار نيست بعلّت اينكه در واقع شوهرش در زمان عقد و وطى فوت كرده بوده و مجرّد اينكه زن خود را شوهردار مىدانسته كفايت نمىكند . سپس مىفرماين : و بعقيده ما در ايندو فرض فرقى نيست بين آنكه مدت فاصل بين وفات شوهر تا زمان بلوغ خبر به همسرش يعنى مبدء حساب كردن عدّه به قدر عدّه وفات يعنى چهار ماه و ده روز شده يا اين مدت نگذشته و يا بيش از آن منقضى شده باشد چنانچه تفاوتى در حكم مذكور نيست بين آنكه عقد و وطى در مدّت زائد از عدّه واقع بوده يا چنين نباشند . و دليل ما در تمام اين فروض آنست كه عقد و وطى در وقت عدّه واقع نشده‌اند چه آنكه عدّه پس از علم بمرگ يا آنچه در حكم آنست بايد قرار داده شود . و مقصود از [ آنچه در حكم علم است ] رسيدن خبر مرگ مىباشد .