سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
394
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
اينستكه در صيغهاى كه مولا خوانده تصريح به صيغه تزويج نشده در حالى كه باتفاق آراء ذكر آن لازم و واجبست پس مانع نه اين باشد كه صيغه عتق مقدّم آمده و بمجرّد خواندنش در خارج آزادى براى كنيز حاصل شده و ديگر آن را بعنوان مهر نمىتوان ملاحظه نمود بلكه مانع همانست كه گفتيم و ما نيز آن را مانع دانسته و احدى در آن نزاع نكرده است پس حديث شريف مذكور با كلام ما منافاتى ندارد . بنابراين از نظر ما حق اينستكه مجموع صيغه عتق و تزويج يك جمله بوده و مقتضاى هيچيك قبل از تمام شدن صيغه در خارج مترتب و متحقّق نمىشود . بلى پس از اتمام و اكمال صيغه مدلول آن يعنى عتق و اينكه آن بعنوان مهريه كنيزى استكه بهمسرى مولاى سابقش درآمده در محقق مىشود و هيچ محذور و اشكالى در آن وجود ندارد . قوله : و قيل بل يقدم التزويج : قائل اين قول مرحوم محقق در مختصر النافع مىباشد چنانچه از ظاهر كلام ايشان در اين كتاب رأى مزبور استفاده مىشود و مرحوم سيد در رياض آن را به اشهر اقوال نسبت دادهاند . قوله : فلا تصلح لجعل عتقها مهرا : ضمير در [ لا تصلح ] به امة راجعست . قوله : و لانّها تملك امرها : ضميرهاى مؤنث به [ امة ] راجع مىباشند . قوله : فلا يصح تزويجها بدون رضاها : ضميرهاى مؤنث به [ امة ] عود مىكند .