سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

322

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

شارح ( ره ) مىفرماين : از نظر ما قول اول احوط است زيرا ملاك انقضاء عدّه را اگر دو حيض قرار دهيم مدّت آن بيشتر از دو طهر بوده و قهرا رعايت احتياط با آن مىشود . سپس مىفرماين : بنابر اينكه مناط انقضاء عدّه دو حيض باشد نه دو طهر اگر ايام متعه منقضى شد يا مرد باقيمانده آن را در اثناء حيض بودن بوى بخشيد آنچه از حيض صادق نيست و منحصرا حيض كامل را مىگويند در حالى كه اگر ملاك طهر باشد به باقيمانده و لو يكلحظه باشد جزء عدّه به حساب مىآيد . مؤلف گويد : مثلا اگر مردى زنى را به مدت يك ماه متعه كرد و پس از انقضاء - 20 روز و حصول استمتاع خواست بقيّه مدّتش را بوى هبه كند در صورتى كه زن حيض باشد بايد صبر كند و حيضش كه تمام شد بعد از آن دو حيض ديگر بايد ببيند تا عدّه‌اش منقضى گردد چه آنكه حيض اوّل را به حساب عدّه نمىتوان گذاشت در حالى كه اگر ملاك طهر باشد 10 روز باقيمانده از مدت را مىتواند جزء عده‌اش به حساب آورد . قوله : اذا انقضت مدتها : ضمير در [ مدتها ] به متعه راجع است . قوله : او وهبها : ضمير مؤنث به مدّت عود مىكند .