سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
300
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
غير وقت تعيين شده را براى مطالى و امور ديگرى قرار ميدهد . و حاصل آنكه جهت تعلق غرض به تعيين وقت يكى از دو امر ذيل مىباشد : الف : آنكه غرضش اينستكه در وقت تعيين شده به كار ديگرى غير از استمتاع اشتغال نداشته باشد . ب : آنكه در غير وقت تعيين شده زمان براى كارها و مطالب ديگرش وسيع و گسترش داشته باشد بطوريكه غير از استمتاع مجموع كارهايش را در اين وقت انجام دهد . و سپس در دنبال [ او شرط اتيانها مرّة او مرارا لخ ] ميفرمايند : دليل بر جواز چنين شرطى همانست كه در شرط قبلى ذكر شد يعنى اين شرط امرى است كه با مقتضاى عقد تنافى و تهافتى ندارد . و سپس مىفرماين : اگر وقت را براى استمتاع معيّن نكرد بلكه فقط مرّة يا مرّات را بطور مطلق شرط نمود بدون آنكه براى آنها زمانى را تعيين كنند عقد باطل است زيرا چنين شرطى موجب جهالت مىباشد و بمقتضاى دليل يعنى نهى النبى عن الغرر بايد چنين عقدى منهى و باطل باشد . قوله : لانه شرط لا ينافى مقتضى العقد : ضمير در [ لانه ] به اشتراط اتيان ليلا او نهارا راجع است . قوله : او طلبا للاستبداد : مقصود از [ استبداد ] اختصاص دادن وقت تعيين شده است بخصوص استمتاع .