سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

315

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

نمايد در اينجا هند دختر رضاعى زيد محسوب مىشود . ب : مؤنثى كه از شير عروس زيد تغذيه كند چه آنكه شير عروس از آن پسر زيد است لاجرم مرتضع پس از استفاده از شير بمنزله دختر پسر زيد محسوب شده و به اين اعتبار مىتوان او را دختر خود زيد به حساب آورد منتهى در صورت اول مرتضع دختر رضاعى بدون واسطه زيد بوده و در فرض دوم دختر رضاعى با واسطه‌اش مىباشد . ج : دختر زيد مؤنثى را شير دهد كه در اين صورت همچون فرض دوم مرتضع دختر رضاعى با واسطه زيد مىشود با اينفرق كه در فرض دوم دختر رضاعى پسر و در اين فرض دختر رضاعى دختر محسوب مىشود . د : پس از تحقق رضاع و ثبوت عنوان دختر بيكى از انحاء سه‌گانه مذكور حال بايد گفت دختران نسبى و رضاعى مرتضع دختران رضاعى زيد به حساب مىآيند . قوله : كل انثى رضعت من لبنك : يعنى از شيرى كه متعلق بشما است به اين معنا كه همسر زيد دخترى را از شيرى كه بواسطه حمل از وى بهمرسيده شير دهد . قوله : او لبن من ولدته : كلمه [ ولدته ] به تشديد لام و به صيغه مخاطب است و ضمير منصوبى آن به [ من موصوله ] كه مقصود فرزند مىباشد راجع است . قوله : او ارضعتها امرئة ولّدتها : ضمير منصوبى در [ ارضعتها ] به [ كل انثى ] راجع بوده و كلمه [ ولدتها ] به تشديد لام و صيغه مخاطب مىباشد و ضمير منصوبى آن به [ امرئة ] عود مىكند .