سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
262
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
قوله : فمات الاوّل : يعنى آنكسى كه عقد از طرفش لازم است فوت نمود اعم از آنكه وى صغيرى بوده كه ولىّ متصدى اجراء عقد او بوده يا بالغ رشيد باشد . قوله : عزل للثانى : مقصود از [ ثانى ] كسى است كه عقد از طرف او جايز و نياز به اجازه دارد . قوله : و احلف بعد بلوغه : كلمه [ احلف ] به صيغه مجهول و ضمير مستتر در آن به [ ثانى ] راجعست چنانچه ضمير در [ بلوغه ] نيز چنين است . قوله : كذلك : يعنى قسم در اينجا نيز همچون قسم در مورد نص بوده به اين معنا كه وى را موظّف مىكنند قسم بخورد بر آنكه ارث بردن داعى بر اجازه و امضاء عقد نمىباشد . قوله : و ان مات قبل ذلك : ضمير در [ مات ] بصغيرى كه عقد از طرفش متزلزل و جايز است راجع بوده و مشار اليه [ ذلك ] ممكن است دو امر باشد : الف : مشار اليه آن بلوغ و اجازه باشد يعنى بگوئيم مقصود اينستكه وى قبل از اينكه بالغ شده و عقد را از جانب خود اجازه دهد فوت شد عقل باطل است اعم از آنكه طرف ديگر در حيات بوده يا او نيز فوت شده باشد . ب : مشار اليه آن فوت ديگرى باشد بنابراين مقصود از عبارت اين است كه صغير قبل از بالغ يا كسى كه عقد از طرفش لازمست فوت گرديد عقد باطل است كه در اين صورت فوت صغير در خصوص زمان حيات ديگرى فرض شده است .