سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

171

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

او را بكابين خود درآورد . [ كلام برخى اصحاب راجع به اذن زن به وكيل و جواز عقد وكيل زن را براى خويش و تضعيف شارح مقاله ايشان را ] كلام برخى از اصحاب و تضعيف شارح ( ره ) برخى از اصحاب فرموده‌اند : اگرچه زن به وكيل اذن خصوصى داده باشد ولى معذلك وكيل نمىتواند وى را به عقد خود درآورد به دو دليل : 1 - روايت عمار كه دلالت بر منع از آن دارد . 2 - اگر وكيل زن را براى خود عقد كند چون صيغه ايجاب و قبول هردو بوسيله وى صورت مىگيرد لاجرم لازم مىآيد كه وى هم موجب بوده و هم قابل باشد و اين جايز نيست . شارح ( ره ) مىفرماين : اين كلام مردود است : اما اولا : بخاطر آنكه روايت عمار ضعيف و غير قابل اعتماد است . و اما ثانيا : اگرچه وكيل دو طرف عقد را خود متصدى و متولّى شده ولى مغايرت اعتبارى بين موجب و قابل كفايت مىكند بنابراين باعتبار اينكه عقد را از طرف زن مىخواند موجب و بملاحظه اينكه از طرف خود متصدى اجراء آن شده قابل مىباشد . تبصره در مورديكه زن بوى بطور مطلق اجازه داده ولى ميتواند زن را به عقد پدر يا فرزند خويش درآورد اگرچه فرزند مولّى عليه و وى ولىّ او