سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

136

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

قوله : و الرّواية مطلقة : مقصود از [ روايت ] روايت ابو عبيده بوده و منظور از [ مطلقا ] اين است كه در روايت مطلق رؤيت موجب صحّت و عدم آن باعث بر فساد عقد قرار داده شده است بدون اينكه در آن بين تفويض و عدم تفويض تفصيل داده شده باشد . قوله : فتخصيصها بما ذكر و الحكم به لا دليل عليه : ضمير مؤنث در [ تخصيصها ] به صحّت راجع است و منظور از [ ما ذكر ] اين است كه رؤيت دلالت بر تفويض امر به پدر دختران داشته باشد . و ضمير در [ به ] بتخصيص راجعست و در [ عليه ] به حكم عود مىكند . قوله : فالعمل باطلاق الرواية : كلمه [ فالعمل ] مبتداء و [ اولى ] خبر آنست . قوله : او ردّها مطلقا : ضمير در [ ردّها ] به روايت راجع بوده و مراد از [ مطلقا ] اطلاق در مقابل تفصيل فاضلان ( رهما ) مىباشد . قوله : نظرا الى مخالفتها لاصول المذهب : ضمير در [ مخالفتها ] به روايت راجعست . و يكى از جهاتى كه در اين روايت با اصول مذهب مخالفست اينكه عقد بر منكوحه غير معين و مبهم در آن تجويز و تصحيح شده . قوله : و هو الاولى : ضمير [ هو ] به ردّ راجع مىباشد . قوله : ولو فرض تفويضه اليه : ضمير مجرورى در [ تفويضه ] به زوج و در [ اليه ] به اب عود مىكند . قوله : و قبول قول الاب مطلقا : اعم از اينكه زوج دختران را ديده يا نديده باشد . قوله : نظرا الى انّ الاختلاف فى فعله : ضمير در [ فعله ]