سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

364

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

لاجرم آنچه را كه قبل از عروض تلف حادث شده همچون استحقاق شفعه براى شفيع زائل و باطل نمىكند . 3 - فرق است بين اخذ شفعه از ناحيه شفيع قبل از تلف و بعد از آن چه آكه اگر وى قبل از تلف ثمن شفعه نمايد شفعه‌اش نافذ و مؤثر بوده و در صورتى كه بعد از آن اقدام بر اعمال حق كند حقش باقى نمانده و باطل مىباشد . شارح ( ره ) پس از نقل اين اقوال مىفرماين : قول وسط يعنى دوم اوسط اقوال و پسنديده‌ترين آنها مىباشد . قوله : انّه لو كان بغيره بطلت : ضمير در [ انه ] به معناى شأن و در [ كان ] به فسخ و در [ بغيره ] به عيب و در [ بطلت ] بشفعه عود مىكند . قوله : و قد تقدّم ذلك فى الفسخ بالخيار : مشار اليه [ ذلك ] بطلان شفعه در صورت حصول فسخ به غير خيار عيب مىباشد . و مقصود از آن عبارتى است كه قبلا مرحوم مصنف فرمود و آن عبارت اين است : [ فان اختار المشترى او البايع الفسخ بطلت ] . قوله : و بقى تجدد الفسخ بذاته : مقصود از تجدد فسخ بذاته اين است كه اعمال خيارات موجب حصول فسخ نشده بلكه امر ديگرى باعث آن باشد همچون تلف قبل از قبض و امثال آن . قوله : لو تلف الثمن المعين : وجه تقييد [ ثمن ] به - [ معين ] از اينرو است كه اگر ثمن در عقد معين و شخصى نبوده بلكه كلى باشد و فردى از آن قبل از قبض در دست مشترى تلف شده