سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

347

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

سپس مواردى را ذكر فرموده كه تأخير در آنها از نظر عرف مستند به عذر مىباشد و شرح آنها را چنين مىنگارد : الف : در شب بشخصى خبر دادند كه شريكش سهم خود را فروخته و وى اعمال شفعه را تا صبح بتعويق انداخت . ب : شخصى در حال گرفتن وضوء يا انجام غسل بود كه خبر مزبور بوى رسيد و اخذ شفعه را تا حصيل طهارت يعنى اتمام وضوء و غسل تأخير انداخت . ج : بشخصى خبر مذكور رسيد كه وقت نماز فرارسيده و وى - آماده خواندن و بجاى آوردن نماز است از اينرو نماز را كه خواند اخذ بشفعه نمود و لو تأخير شفعه پس از گفتن اذان و اقامه و انجام مراسم مستحبه در نماز و يا احيانا بخاطر صبر نمودن جهت اقامه نماز با جماعت باشد . د : تأخير پس از تناول غذا يا آشاميدن آب باشد . ه : تعويق و عقب انداختن شفعه پس از رفع حاجت از حمام و خروج از آن باشد . و : اعمال شفعه را به پس از مشايعت مسافرش به عقب بياندازد ز : در وقتى كه براى حضور در تشييع جنازه و مراسم پس از آن نظير نماز و كفن و دفن حاضر شد بوى چنين خبرى برسد و او گفتن [ اخذت بالشفعة ] و اعمال حق را به بعد از رفع حاجت و انجام امور بتأخير بياندازد . ط : در وقتى كه به عيادت مريضى ميرفت به او خبر فروختن سهم شريكش داده شد و وى اعمال حق را ببعد از عيادت موكول ساخت .