سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
52
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
كه عين مالش نزد وى موجود بوده و به آن زيادى متّصله اضافه نشده باشد حق دارد آن را از وى بگيرد . شارح ( ره ) مىفرماين : مقصود از [ سلعة ] در عبارت مصنف ( ره ) متاعى استكه صاحبش آن را قبل از تفليس و حجر مديون بوى نقل داده و عوضش را دريافت نكرده كه در صورت موجود بودن عين آن صاحبش بر ساير طلبكاران مقدم مىباشد . و منظور از [ زيادى متّصله ] آن استكه نتوان از متاع جدا نمود مثل اينكه متاع اگر حيوان بوده چاق و سمين گشته يا به طول قامتش افزوده شده باشد كه در اين فرض صاحب و مالك قبلى متاع ( يعنى طلبكار ) حق ندارد آن را انتزاع و تصاحب كند زيرا زيادى ياد شده در ملك مفلّس پيدا شده و مالك قبلى در آن هيچگونه حقى ندارد از اينرو طبق فرموده مصنف برداشتن عين متاع چه با زيادى مذكور و چه بدون آن براى طلبكارى شرعا ممتنع است . قوله : و لم يستوف عوضها مع وجودها الخ : تمام ضمائر مؤنث در اين عبارت و قبل و بعد از آن به [ سلعه ] راجعست . قوله : فان زادت كذلك : مقصود از [ كذلك ] زيادى - متصله است . قوله : لم يكن له اخذها : ضمير [ له ] به مالك راجع بوده و ضمير در [ اخذها ] بزيادة چنانچه ضمير مؤنث در [ لحصولها ] نيز به همين كلمه عود مىكند . قوله : بدونها و معها : هردو ضمير به [ زيادة متصله ]