سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

26

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

در صورتى كه به آن راضى نشود حكم اين است كه مديون ضامن بوده و لازم است دوباره مبلغ بدهكارى را بوى بپردازد و در غير اين صورت يعنى اگر از آن راضى بود ثواب صدقه براى او واقع مىشود و اين امر بمراتب از نگاهداشتن عين مال به حال وى انفع است زيرا كنار گذاردن مال و حفاظت از آن چه بسا موجب تلف شدنش گشته و در صورتى كه از روى تفريط و اهمال در حفظ نباشد ضمان نيز نياورده و موجب سقوط حق صاحب دين مىشود . ولى از نظر ما اقوى اينست كه مديون مخيّر بين سه امر است : يا آن را صدقه دهد و يا به حاكم بسپرد و يا نزد خود برسم امانت نگاه دارد . قوله : و لو جهله و بئس منه تصدّق به عنه : فاعل در [ جهله ] و [ تصدّق ] و [ بئس ] ضميرى است كه به مديون راجع بوده و ضمير مفعولى در [ جهله ] و مجرورى در [ عنه ] و [ منه ] به صاحب دين عود كرده و در [ به ] به مال القرض برمىگردد . قوله : و يضعّف بانه احسان الخ : ضمير منصوبى در [ بانه ] به تصدّق راجع است و در [ اليه ] به صاحب دين عود مىكند . قوله : لانه ان ظهر : ضمير منصوبى در [ لانه ] به صاحب دين راجع است . قوله : و لم يرض بها : ضمير مؤنث به [ صدقه ] راجعست قوله : ضمن له عوضها : فاعل [ ضمن ] ضميرى است كه به مديون راجع بوده و ضمير در [ له ] به صاحب دين و در [ عوضها ]