سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

30

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

نقره ولى دسته‌اش از طلا است كه تخليص ايندو از يكديگر به سهولت ممكن است . قوله : و عدمه : مثل اينكه طلا و نقره را باهم ذوب كرده و از مذاب مخلوط ظرفى ساخته‌اند كه به سادگى و آسانى نمىتوان ايندو فلز را از يكديگر جدا ساخت مگر بطريق مشگلى كه اهل فن زرگرى به آن مطلع و آگاه هستند . قوله : و لابيعها بالاقل مما فيها من النقدين : ضمير در « بيعها » به ظروف راجع است و مقصود از اين تعميم اين است كه مقدار نقدين در ظروف بيشتر از نقدين در عوض بوده يا از آن كمتر باشد به اين معنا كه بطور تفصيل علم بزيادى و نقصان هريك از ثمن و مثمن داشته باشيم مثلا در ظروف 4 مثقال طلا و 3 مثقال نقره مصرف شده در حالى كه وزن عوض 3 مثقال طلا و 2 مثقال نقره يا 5 مثقال طلا و 4 مثقال نقره مىباشد . مؤلف گويد : دليل اين تعميم اين است كه هركدام از نقدين در مقابل غير مجانس واقع شده و بدين ترتيب محذور ربا پيش نمىآيد . متن : و يكفي غلبة الظن في زيادة الثمن على مجانسه من الجوهر ، لعسر العلم اليقيني بقدره غالبا ، و مشقة التخليص الموجب له و في الدروس اعتبر القطع بزيادة الثمن و هو أجود . شرح فارسى : مرحوم مصنف مىفرماين : غلبه ظنّيه كفايت مىكند :