سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
276
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
مالك يك من بوده يك من را به بايع و يك من را خود بردارد كه اگر اين كار را بكند از روى انصاف و عدالت رفتار كرده . 2 - آنكه مدعى شود گندمهاى خليط و مبيع اگرچه از حيث وزن با هم متساوى بودهاند ولى چون قيمتهاى ايندو متفاوت بوده سهم من در مجموع يا قيمت آن بيشتر است كه در اين صورت جاى اشكال است : يعنى ممكن است بگوئيم چون با غير ممزوج نموده پس خيارش ساقط است و احتمالا نيز مىتوان گفت با بايع شريك است و مىتوانند با صلح يكديگر را راضى كنند . قوله : و لو كان قد زادها : ضمير فاعلى در [ زادها ] به مشترى و ضمير مفعولى آن به [ عين ] راجع است . قوله : فاولى بجوازه : يعنى بجواز فسخ . قوله : ان كان النقص من قبله : يعنى از قبل مشترى . قوله : فالظاهر انه كذلك : ضمير در [ انه ] به نقص من قبل اللّه راجع است و مقصود از [ كذلك ] اين است كه در اين صورت نيز مشترى بايد ارش دهد . قوله : كما لو تلفت : يعنى تلفت العين . قوله : فعليه قلعه : ضمير در [ فعليه ] به مشترى و در [ قلعه ] به غرس راجع است . قوله : و فى خلطه : ضمير فاعلى در [ خلطه ] به مشترى و ضمير مجرورى كه مفعولش است به [ مبيع ] راجع است . قوله : ان بذل له : ضمير در [ بذل ] به مشترى و در [ له ]