سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
256
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
م : آنكه تصرف از قبيل هيچيك از اين امورى كه تا به اينجا نقل شد نباشد مثل اينكه مورد معامله اسب بوده و وى به آن سوار گرديده است . سپس مىفرماين : در موردى كه تصرّف از قبيل احداث مانع است از سه حال خارج نيست : ن : آنكه قبل از حكم به بطلان خيار زائل شود . س : آنكه بعد از حكم مزبور زائل گردد . ع : آنكه اصلا مانع زائل نشده و همچنان باقى باشد . و پس از آن مىفرماين : مغبون نيز از سه حال خارج نيست : ف : آنكه بايع مغبون باشد . ص : آنكه مغبون مشترى باشد . ق : آنكه هردو مغبون باشند . و سپس مىفرماين : اقسامى كه گفته شد مجموع انحاء و اقسام تصرّف در مسئله غبن مىباشد كه حاصل ضرب آن در احتمالات متصوره بيش از دويست مسئله ايجاد مىكند كه تمام عام البلوى و مورد ابتلاء هستند و متأسفانه حكم آنها بطور مستوفى و كافى در كلمات فقهاء به چشم نمىخورد و ما در اينجا بطور مجمل و خلاصه به حكم آنها اشاره مىنمائيم . قوله : المغبون فيه : ضمير در [ فيه ] به مبيع راجعست . قوله : او فى ثمنه : يعنى ثمن چنين مبيعى .