سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
238
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
تملّك آن اقدام نمايد سپس بعد از دريافت آن را بر خلاف وصفى كه مالكش نموده بيابد . شارح ( ره ) مىفرماين : اگر شخصى متاع را سابقا ديده باشد و به اعتماد همان رؤيت و اينكه صفاتش باقى است بر خريدن يا فروختنش اقدام نمود و سپس دريافت كه تغيير كلى نموده و اوصافش عوض شده در اينجا نيز هم چون صورت اول كه مرحوم مصنف فرمود خيار رؤيت دارد منتهى اين مورد از مصاديق خيار رؤيت نبوده و تنها خيار مزبور منحصر در فردى است كه به اعتماد توصيف اقدام بر تملّكش كند و سپس بر خلاف اوصاف ياد شده درآيد و شاهد بر اينكه مورد مزبور از خيار رؤيت خارجست قرينهاى است كه در عبارت مرحوم مصنف آمده و آن اينستكه فرموده : در ثبوت خيار رؤيت بايد جنس و وصف مبيع ذكر شود در حالى كه در موردى كه به رؤيت قبل اكتفاء مىكنند نه از جنس مبيع صحبتى مىشود و نه از وصف آن بلكه ذكر آن دو اساسا معتبر هم نمىباشد . قوله : و كذا من طرف البايع : يعنى بايع متاع خود را كه سابقا ديده بود به همان رؤيت سابق اكتفاء كرده و بفروشد و سپس معلوم شود كه وصفش تغيير نموده و اضافه شده در اينجا حق خيار داشته و مىتواند معامله را فسخ كند . قوله : فانه مقصور على الخ : ضمير در [ فانه ] به [ ذكر الجنس ] راجع است . متن : و إنما يثبت الخيار فيما لم ير إذا زاد في طرف البائع ، أو نقص في طرف المشتري و لو وصف لهما فزاد