سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
181
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
جهت اينكه مدعى كل خارج محسوب مىشود اين است كه در دست مدعى نصف ، نصفى از مال مىباشد كه يد مدعى كل نسبت به آن خارج محسوب مىشود و نزاع هم در همان نصف است . و وجه تقسيم مال بطور مناصفه بنابر قول ديگر اين استكه مدعى نصف در نصف مال متصرف است و وقتى بنا شد بينهاش را بر بيّنه مدعى كل ترجيح دهيم آن نصف مال وى شناخته شده و قهرا نصف ديگر تعلق بمدعى كل پيدا كرده و بدين ترتيب مال تنصيف مىشود . حال اگر در همين فرض يكى از متنازعين بيّنه داشت حكم به نفع وى صادر مىگردد . مؤلف گويد : در نتيجه اگر صاحب بينه مدعى كل باشد تمام مال بوى سپرده شده و اگر مدعى نصف باشد مال تنصيف مىگردد . قوله : فهى للخارج : ضمير مؤنث بمال راجعست . قوله : بترجيح بينته : ضمير در [ بينته ] به خارج عائد است چنانچه مرجع [ هو ] نيز همينطور مىباشد . قوله : خارج عنه : يعنى خارج از نصف مىباشد . قوله : يد مدعى النصف عليه : ضمير [ عليه ] به نصف عود مىكند . قوله : فاذا رجحت بينته به اخذه : ضمير در [ بينته ] به مدعى نصف راجع بوده و در [ به ] به استقلال يد رجوع مىكند و ضمير فاعلى در [ اخذه ] بمدعى نصف و ضمير مفعولى به نصف عود مىكند .