سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

149

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

و وجه ظهور عبارت در فرموده شارح ( ره ) اين است كه مرحوم مصنف قيد [ على قول ] را كه مشعر به اختلاف است تنها به دنبال [ العتق ] آورد و اين سه را همچون امور ديگر بدون قيد ذكر فرمود و از اين طرز عبارت استفاده مىشود كه صرفا اختلاف در خصوص عتق است نه غير آن . قوله : مع ان البحث آت فيها : ضمير در [ فيها ] بكتابت و تدبير و استيلاد عائد است . قوله : ما يدل على انها بحكمه : ضمير [ انها ] به كتابت و تدبير و استيلاد رجوع كرده و در [ بحكمه ] بعتق عائد است . قوله : فلذا افردها : ضمير فاعلى در [ افردها ] به مصنف و ضمير مفعولى آن بكتابت و تدبير و استيلاد راجع است . قوله : و ان ترتّب عليه : ضمير در [ عليه ] به نسب راجع است . قوله : الا انه خارج عن حقيقته : ضمير در [ انه ] بانفاق و در [ حقيقته ] به نسب عائد است . قوله : كما مر : يعنى همانطوريكه در عتق و خلع گفته شد . قوله : و الوصية اليه : گاهى كلمه [ وصية ] را با قيد [ له ] استعمال كرده و مىگويند [ الوصية له ] و زمانى با قيد [ الى ] آورده و همچون مصنف [ الوصية اليه ] مرقوم منمايند . مقصود از اول اين است كه ميّت وصيّت كرده مالى را به وى بدهند كه به او موصى له گويند و از دومى اين است كه ميّت او را ولى و وصى در تصرف ماترك خود قرار داده و به آن موصى اليه نام ميدهند .