سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

283

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

از ناسى احتراز پيدا نموده و حكم مذكور را در حق وى جارى ننموده باشيم اگرچه حكم مسئله را وى فراموش كرده باشد چنان‌چه جاهل نيز همچون ناسى مىباشد ، بنابراين نه كفاره و نه قضاء بر هيچيك از ايندو ثابت نيست و بر مصنف ( ره ) بود كه اين دو قيد را در متن مىآوردند . دخل ممكن است در مقام دفاع از مصنف ( ره ) گفته شود : وجوب كفاره در حق كسى است كه فعل حرامى مرتكب شده باشد و چون ناسى عقلا مكلّف نبوده و تكليفش قبيح است لاجرم نفس وجوب كفاره قرينه است كه ناسى از حكم مسئله خارج بوده و محل كلام عامد است ، بنابراين اشكالى بعبارت مرحوم مصنف وارد نيست دفع مرحوم شارح در جواب مىفرماين البته اگرچه با اين تقرير ممكن است در خصوص ناسى و قيد ( عامدا ) ايرادى بمرحوم مصنف نباشد ولى اشكال نسبت به جاهل همچون باقى بوده و قيد ( عالما ) به منظور اخراج آن لازم است زيرا جاهل مقصّر مكلّف به ترك وطى بوده فلذا در ارتكاب آن عاصى شمرده مىشود ولى كفاره بر او نيست .