سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

232

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

بيشتر و اعم است پس با توجه به اين امر مىتوان گفت كه گويا كفاره در به دو امر واجب تخييرى بوده بين نتاج و شاة و پرواضح است وقتى نتاج تعذر پيدا نمود مىتوان بدل شاة يعنى اطعام و سه روز ، روزه را مجزى دانست . البته مدرك در اجزاء بدليّت عام ايندو مىباشد و بعبارت ديگر مستند در اين حكم روايات و اخبارى است كه ايندو امر را بدل شاة قرار داده‌اند در مطلق موارد نه اينكه در خصوص اين مسئله نصّ خاصى در دست باشد چه آنكه نصّ وارد در اينجا از دلالت بر حكم مزبور قاصر است . وهم و دفع اما وهم : ممكن است كسى در مقام توهم ايراد بگويد : به فرض ما اين تقرير را بپذيريم و كفاره را از ابتداء واجب تخييريه بين نتاج و شاة فرض كنيم ولى قاعده اين است كه بعد از تعذر پيدا كردن از نتاج بايد بدل خود آن را بدهد نه بدل شاة را كه آن هم طبق اين تقرير و بيان قطعا متعذر است . اما دفع : شارح ( ره ) مىفرماين : اگرچه ايندو امر بدل عام شاة هستند نه نتاج ولى مدعاى ما اين است كه وقتى ايندو امر بدل شاة باشند به لحاظ اعظم بودن