سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
109
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
به [ منى ] بازمىگردد . قوله : و الظاهر من كثير انّه منها : ضمير منصوبى به [ وادى محسّر ] و مجرورى به [ منى ] عائد است . متن : و يجب ذبح هدي القران متى ساقه و عقد به إحرامه بأن أشعره ، أو قلده ، و هذا هو سياقه شرعا ، فالعطف تفسيري و إن كان ظاهر العبارة تغايرهما ، و لا يخرج عن ملك سائقه بذلك ، و إن تعين ذبحه فله ركوبه ، و شرب لبنه ما لم يضر به ، أو بولده ، و ليس له إبداله بعد سياقه المتحقق بأحد الأمرين . شرح فارسى : ف : مرحوم مصنف مىفرماين : قربانى حج قران وقتى سوق داده شد و احرام به آن منعقد گرديد ذبحش واجب مىشود . شارح ( ره ) مىفرماين : مقصود از عقد احرام به آن اين است كه آن را اشعار يا تقليد كند و همين عقد احرام با معنائى كه برايش ذكر شد سوق شرعى است در نتيجه بايد عطف ( عقد احرام ) به ( سوق ) را كه در عبارت مصنف است تفسيرى بدانيم اگرچه ظاهر عبارت اين است كه بين اين دو تغاير بوده و عطف از قبيل عطف نسق است . لازم به توضيح است كه قربانى در اين حج اگرچه بعد از سوق و عقد احرام ذبحش متعيّن است ولى در عين حال از ملك سوقدهنده ( ناسك ) خارج نشده و بسيارى از تصرّفات همچون سوار شدن بر آن و آشاميدن شيرش مشروط به اينكه به حيوان يا بچهاش ضررى وارد نشود جايز است .