سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
286
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
ولايت بوده يا غير مؤمن و از اهل خلاف باشد مشروط به اين كه به مقدار متعارف در پيش او توقّف كند نه بيشتر . و نيز به منظور شهادت چه بعنوان تحمّل و چه براى اقامه آن بوده در خروج ماذون مىباشد مشروط به اينكه تحمّل و اقامه شهادت متوقّف بخروج از معتكف بوده و بدون خروج امكان نداشته باشد . و همچنين براى مشايعت مؤمن مىتواند از مكان خود خارج شود و مقصود از ( تشييع مؤمن ) در عبارت مصنّف ( ره ) اينستكه براى وداع نمودن با برادر مؤمنى كه اراده مسافرت دارد از محلّ خود خارج شود تا مسافتى كه عادتا و عرفا به اين منظور خارج مىشوند او را تعقيب كند . قوله : كعيادة مريض مطلقا : چه مريض مؤمن و شيعه بوده و چه غير شيعى باشد . قوله : و يلبث عنده : يعنى و نزدش توقّف كند . قوله : تحمّلا و اقامة : تحمّل شهادت اين است كه از وى بخواهند براى رؤيت صحنه و منظرهاى حاضر شود . و اقامة : آن است كه بعد از تحمّل بخواهد در حضور حاكم شرع آنچه ديده است شهادت دهد . قوله : سواء تعيّنت عليه ام لا : يعنى تحمّل و اقامه شهادت بر او چه واجب عينى بوده مثل اينكه شخص صالح ديگرى نيست يا كفائى باشد . قوله : و قيّده بالمؤمن تبعا للنّص الخ : شارح ( ره ) مىفرماين : مرحوم مصنف مشايعت را مقيّد به مؤمن نمود و در خصوص آن خروج