سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

177

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

مبادرت نكرد يا تمكّن پيدا نكرد و فوت گرديد و دليل اطلاق روايتيستكه قضاء را در اين مورد ثابت فرموده و نيز دليل ديگر اينكه مسافر از روزه ادائى متمكّن بود زيرا مىتوانست سفر را ترك كند و روزه‌اش را بگيرد حال در صورت ترك اين وظيفه در حقّش صادق استكه بگوئيم با تمكّن از فريضه واجب از او فوت شده لاجرم قضاء بر وليّش لازمست بخلاف مريض كه چنين زمينه‌اى براى او فراهم نبوده . مؤلف گويد : از نصوص مطلقه‌اى كه در اين باب هست و صاحب مقاله مزبور به آن تمسّك نموده حديثى است كه مرحوم صاحب وسائل آن را در ج 7 ص 242 به اين شرح نقل كرده : محمّد بن يعقوب باسنادش ، از احمد بن محمّد ، از حسين از فضاله از حسين بن عثمان ، از سماعة ، از ابى بصير قال : سئلت ابا عبد اللّه عليه السّلم عن رجل سافر فى شهر رمضان فادركه الموت قبل ان يقضيه ؟ قال : يقضيه افضل اهل بيته . شارح ( ره ) در جواب مىفرماين : اين حكم ممنوع است چه آنكه در مطلق مسافرين نمىتوان اين كلام را تقرير و بدين وسيله آنها را از تكليف ادائى متمكّن دانست زيرا چه بسا سفر آنها ضرورى و لازم باشد مثل اينكه نذر يا قسم بر آن خورده يا به امر پدر و مادر مبادرت به آن كرده باشد در نتيجه تفصيلى كه مرحوم مصنّف در متن آورده‌اند بهتر و التزام به آن احقّ است . قوله : لما فاته منه : ضمير فاعلى در [ فات ] به ماء موصوله و