سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
169
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
قوله : و اختاره المصنّف : ضمير منصوبى در [ اختاره ] به ما دلّت عليه النّصوص الصّحيحة راجعست . قوله : بالقضاء مطلقا : يعنى در تمام صور مسئله چه عذر تا سال آينده مستمر بوده و چه استمرار نداشته باشد ، عازم بر قصد بوده يا نباشد . قوله : على اصله : مرحوم شارح در كتاب درايه كلّيه اصطلاحات حديث را سى نوع شمرده به اين شرح : صحيح ، حسن ، موثّق ، ضعيف ، مسند ، متّصل ، مرفوع ، معنعن معلّق ، مفرد ، مدرّج ، مشهور ، غريب مطلق ، مصحف عالى السّند ، شاذ مسلسل ، مزيد ، مختلف ، ناسخ و منسوخ ، غريب لفظى ، مقبول ، موقوف مقطوع ، مرسل ، معلّل ، مدلّس ، مضطرب ، مقلوب موضوع . ولى در واقع تمام انواع بيست و ششگانه اخير در تحت چهار قسم اوّل مندرج مىباشند فلذا اين چهار قسم را انواع اصليّه حديث نامند و خود اين چهار نوع يا از سنخ متواتر است و يا از آحاد . معناى متواتر اينست كه خبر در هر طبقه بوسيله جماعت كثيرى نقل شده كه معمولا اتّفاق آنها بر دروغ مستحيل باشد . و آحاد آنست كه در هر طبقه يا بعضى از طبقات يك يا چند نفر كه واجد خصوصيّات مزبور نباشند آن را نقل نموده باشند . بديهى است كه خبر اوّل حجيّتش قطعى است امّا در دوّمى بين اصوليين اختلاف است : مشهور از علماء آن را حجّت ميدانند ولى مرحوم ابن ادريس و امين الاسلام طبرسى و ابن زهره و قليلى ديگر آن را حجّت نميدانند فلذا حديثى