سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

40

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

از روى آوردن به نماز مىشود در حالى كه روح و حقيقت نماز همان اقبال قلبى به آنست چنانچه مبارزه با خواب نيز بملاحظه منافى بودنش با خشوع و اقبال مكروه است . البتّه كراهت امور مزبور در صورتى است كه قبل از تلبّس به نماز مصلّى دچار آنها بوده و در حالى است كه وقت وسيع باشد و با همان حال وارد در نماز گردد ولى در صورتى كه در اثناء نماز عارض شود مكلّف است نماز را ادامه داده و آن را قطع نكند زيرا قطع واجب حرام و غير جايز است مگر در جائى كه از خوددارى خوف ضرر داشته باشد . مرحوم مصنّف در كتاب بيان فرموده : مصلّى اگر براى رفع كراهت و جبران امور مزبور نمازش را به جماعت يا در يكى از بقاع شريفه بخواند فضيلت ناشى از اينها جبران آن نقص و حضاضت را نمىكند . فرع اگر مصلّى كه مبتلا بعروض حالات نامبرده است رفع خضر از خود كند يا بخوابد يقين دارد بعد از ابطال طهارتش دست‌رسى به آب نداشته و مجبور است تيمّم كند حال اگر با طهارت فعلى نماز را بكيفيّت گفته شده بخواند در بقاء كراهت و انتفاء آن دو احتمال است . قوله : لما فيه من سلب الخشوع : ضمير در [ فيه ] به مدافعة الاخبثين راجعست . قوله : اذا وقع ذلك : مشاراليه [ ذلك ] خبث و نوم مىباشد قوله : قبل التّلبّس بها : يعنى به نماز . قوله : و لا يخبره فضيلة الايتمام : ضمير منصوبى در [ يجبره ]