سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

80

الكلام اللطيف في شرح التصريف (فارسى)

در عين حال حذف فاء الفعل در ايندو دليل است بر اينكه آن « واو » بوده است . آنچه تا باينجا ذكر شد حكم مثال و معتلّ الفاء واوى بود . امّا ياء در مثال يائى پس در هرحال ثابت و محفوظ است مانند : يمن ( مبارك بود ) ييمن ( مبارك است ) يسر ( قمار باخت ) ييسر ( قمار مىبازد ) يئس ( نااميد بود ) ييئس ( نااميد است ) . و در مثال يائى از باب افعل ( باب افعال ) مىگوئى : ايسر ( قمار نمود ) يوسر ( قمار مىكند ) ايسارا ( قمار كردن ) موسر ( قماركننده ) . و همانطوريكه ملاحظه مىكنيم ياء در مضارع و اسم فاعلش به واو قلب گرديده زيرا ياء ساكن بوده و ماقبلش ضمّه مىباشد لا جرم بايد به واو منقلب شود . و در مثال واوى و يائى از باب افتعال « واو » و « ياء » بايد به تاء قلب شده و در « تاء » اين باب ادغام شوند مثل اينكه مىگوئى : اتّعد ( قبول وعده كرد ) يتّعد ( قبول وعده مىكند ) متّعد ( قبول كننده وعده ) . اتّسر ( قبول قمار نمود ) يتّسر ( قبول قمار مىنمايد ) اتّسار ( قبول كردن قمار ) متّسر ( قبول‌كننده قمار ) . و نيز جايز است كه گفته شود : ايتعد ، ياتعد ، موتعد و موتعد . و ايتسر ، ياتسر ، موتسر و موتسر فيه ( مكان قمار نمودن ) . و حكم ودّ يودّ همچون حكم عضّ ، يعضّ بوده و در امرش مىگوئى : ايدد همانطورى كه در امر عضّ يعضّ مىگوئى : اعضض .