سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
6
الكلام اللطيف في شرح التصريف (فارسى)
شرح نكته اوّل كلمه « تصريف » بر وزن تفعيل مصدر است از باب « تفعيل » و معنايش تغيير دادن و دگرگون ساختن مىباشد مثلا وقتى مىگويد : « صرّفت الشّيئ » يعنى تغيير داده و دگرگون ساختم آن چيز را . شرح نكته دوّم لفظ « تصريف » از نظر علماء علم ادب و به تعبير ديگر در اصطلاح عبارتست از بردن مادّه كلمهاى را به مثالهاى مختلف و درآوردنش به شكلهاى متفاوت و گوناگون تا بدينوسيله معانى منظور و مقصودى را كه تنها از اين طريق ميتوان بدست آورد استفاده كرد . مثلا مادّه ( ن - ص - ر ) يك اصل بوده كه اگر بخواهيم از آن معناى ماضى استفاده كنيم به شكل « نصر » و در صورت قصد معناى مضارع آن را به صورت « ينصر » درآورده و اگر معناى امر بخواهيم به شكل « انصر » درش مىآوريم و اگر معناى اسم فاعلى منظورمان بوده آن را به صورت « ناصر » كرده و بفرضى كه بخواهيم از آن معناى اسم مفعولى بفهميم به شكل « منصور » از آن تعبير مىكنيم . تحويل : بر وزن تفعيل يعنى بردن . الاصل الواحد : مقصود از « اصل » مادّه كلمه مثل ( ن - ص - ر ) مىباشد . امثلة مختلفة : منظور از « امثله » كه جمع مثال است هيئت و شكل لفظ مىباشد همچون هيئت ( فعل ) كه در مادّه ( ن - ص - ر ) ظاهر شده و كلمه « نصر » را كه فعل ماضى است تشكيل مىدهد . لا تحصل الّا بها : ضمير مستتر در « لا تحصل » به « معان » و در « بها » به امثله مختلفه برمىگردد .