سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

30

الكلام اللطيف في شرح التصريف (فارسى)

شرح در اين عبارات شرح و علامت ماضى مجهول بيان گرديده است : ماضى مجهول : ماضى مجهول عبارتست از فعلى كه آن را براى مفعول بنا مىكنند يعنى نسبت فعل را بجاى اينكه بفاعل دهند بمفعول مىدهند از اينرو در كلام نامى از فاعل آن نمىبرند . و علامتش آنست كه يا اوّل و يا اوّلين حرف متحرّكش مضموم بوده و ما قبل آخرش مكسور مانند : نصر زيد ( يارى شد زيد ) . در اين عبارت « نصر » به « زيد » نسبت داده شده و آن در اصل مفعول بوده است زيرا ابتداء نصر عمرو زيدا بوده سپس « نصر » مجهول گرديد و از فاعلش نامى برده نشد لذا « زيد » كه مفعول بود بجاى فاعل قرار گرفت و چنانچه مشاهده مىكنيم اوّلين حرف آن كه ( نون ) باشد مضموم بوده و حرف پيش از آخر يعنى ( صاد ) مكسور است . و نيز مانند : استخرج المال ( مال بيرون آورده شد ) . در اين عبارت « استخرج » به « المال » نسبت داده شده و آن در اصل مفعول بوده است زيرا ابتداء استخرج زيد المال بوده سپس « استخرج » مجهول گرديد و از فاعلش يعنى زيد نامى برده نشد لذا « المال » كه مفعول بود بجاى فاعل قرار گرفت و همانطورى كه مشاهده مىكنيم اوّلين حرف متحرّك آن كه « تاء » باشد مضموم است و حرف پيش از آخر يعنى « راء » مسكور مىباشد . و بايد توجّه داشت همزه و صلى كه در ابتداء آن درآمده از نظر حركت تابع تاء مىباشد يعنى چون تاء مضموم گشت همزه نيز مضموم مىگردد . و المبنىّ للمفعول منه : ضمير در « منه » به ماضى راجعست . لم يسمّ فاعله : يعنى اسم از فاعلش برده نشده .