سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

87

اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)

إذا احتشم المؤمن اخاه فقد فارقه . ( هرگاه مؤمن برادر دينى خود را بخشم درآورد پس از او جدا شده است . شاهد در احتشم و فارقه است كه هردو فعل ماضى هستند . فعل مضارع : آنست كه دلالت كند بر وقوع كارى در زمان حال يا آينده و به آن فعل مستقبل هم ميگويند مانند آنچه در فرمايش حضرت امير المؤمنين عليه السلام آمده است : يغلب المقدار على التّقدير حتّى تكون الآفة فى التّدبير . ( قضا و قدر خداوند غالب مىشود بر سنجش و اندازه‌گيرى بنحويكه در عاقبت بينى تباهى و فساد بهم ميرسد . شاهد در يغلب است كه فعل مضارع است . فعل امر : آنست كه دلالت كند بر طلب ايجاد چيزى در زمان حال فقط مانند آنچه در فرمايش حضرت مولاى متّقيان امير المؤمنين عليه السلام آمده است : ايّها النّاس ، اتّقوا اللّه الّذي ان قلتم سمع و ان اضمرتم علم و بادروا الموت الّذى ان هربتم منه ادرككم و ان اقمتم اخذكم و ان نسيتموه ذكركم . ( اى مردم بپرهيزيد از مخالفت خداوندى كه ميشنود گفتار شما را و ميداند رازهاى نهان شما را و پيشى گيريد بر مرگى كه اگر از آن فرار كنيد درمىيابد شما را و اگر بايستيد ميگيرد شما را و اگر فراموشش كنيد به ياد شما ميآورد . شاهد در اتّقوا و بادروا است كه هردو فعل امر هستند .