سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

79

اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)

دوّم - بعضى ديگر آنها را الف غير تأنيث قرار داده‌اند و ملتزم شده‌اند بكسره و در تصغير مثالهاى مزبور عليقيو ذفيري گفته‌اند . و همين دو قول در اسمائى كه الف آنها شبيه بالف ممدوده براى تأنيث است جارى مىباشد مانند غوغاء كه بعضى غويباء گفته و ديگرى غويبي اطلاق كرده است . د - كلماتى كه آخر آنها الف و نون زائده باشد كه اين قسم كلمات بر دو نوع هستند بعضى حكم الف تأنيث را دارند مانند سلمان و مروان كه در تصغير آنها سليمان ومريّان ميگوئيم و بعضى ديگر حكم غير الف تأنيث را دارا هستند مانند سرحان و حومان كه در تصغير آنها سريحين و حويمين گفته‌اند . 3 - اسماء خماسى را وقتى بخواهيم مصغّر كنيم قاعده اينستكه حرف پنجم آن را حذف كرده سپس آن را مصغّر نمائيم فلذا در تصغير سفرجل و جحمرش سفيرج و جحيمر ميگوئيم . 4 - اسمائى كه در مرتبه دوّم آنها الف يا باء زائده باشد موقع تصغير به جهت ضمّه حرف اوّل بواو قلب مىشود ، مانند ضارب و ضيراب كه ضويرب و ضويريب ميشوند ولى اگر زائده نباشد باصل خود برميگردند مانند مين و ناب كه ميين و نييب ميشوند زيرا اصل الف در ناب ياء بوده است . 5 - اسمائيكه در اصل سه حرفى بوده و حرفى از حروفش حذف شده است موقع تصغير محذوف برميگردد و از همين‌جا است كه علماء ادب گفته‌اند : التصغير يردّ الاسماء الى اصلها . ( تصغير اسمها را باصل خود برميگرداند ) . و مرحوم نجم الائمه رضى الدين استرآبادى عليه الرحمه در شرح شافيه