سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
53
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)
ولى معهذا براى اوزان آن قواعد غالبيّهاى ذكر كردهاند كه ما بطور مجمل و فشرده به آن اشاره مىكنيم : 1 - افعل ( بفتح همزه و سكون فاء و ضمّ عين ) غالب اسمائيكه بر وزن فعل ( بفتح فاء و سكون عين ) باشند مشروط به اينكه عين الفعل آنها حرف علّه نباشد جمع قلّهاشان بر اين وزن مىآيد مانند فلس كه افلس يا فرخ كه افرخ مىشود . 2 - افعال ( بفتح همزه و سكون فاء ) اسمائيكه بر وزن فعل ( بفتح فاء و سكون عين ) باشند در صورتى كه عين الفعل آنها حرف علّه نباشد جمع قلّه آنها بر اين وزن شنيده شده است مانند : فرخ كه افراخ يا انف كه آناف مىباشد . و نيز هر اسمى كه بر وزن فعل ( بكسر فاء و سكون عين ) باشد جمع قلّه آن غالبا بر همين وزن مىآيد مانند فعل كه افعال مىشود يا شعر كه اشعار ميگردد . و چنانچه قبلا گفتيم اين اوزان ضابط و قاعده نيستند زيرا چه بسيار اسمائيكه واجد شرائط فوق بوده ولى جمع قلّه آنها بر اين دو وزن نيامده مانند : شحم و فتح و رجم و مسخ كه شحوم و فتوح و رجوم و مسوخ ميشوند . 3 - افعله ( بفتح همزه و لام و سكون فاء و كسر عين ) وزن غالبى كلماتى است كه بر وزن فعال ( بفتح فاء ) آيند مانند زمان و مكان كه ازمنه و امكنه مىشود . 4 - فعله ( بكسر فاء و سكون عين و فتح لام ) وزن سماعى است مانند : غلمه كه مفردش غلام است . اوزان جمع كثره براى جمع كثره نيز اوزان غالبى است كه در ذيل ببرخى از آنها