سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
266
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)
منحصرا در حال وصل بوده و اساسا در حال وقف آن را مقدّر نميگيرند و بدينوسيله قابل ايندو وقف نميباشند . احكام متفرّقه وقف 1 - كلمهايكه تنوين نصب داشته باشد در حال وقف بالف قرائت مىشود چه آنكه وقف به منظور تخفيف كلمه است و الف نيز بخلاف واو و ياء مخفّف بوده فلذا با تبديل تنوين نصب بالف غرض حاصل مىشود . 2 - در كلماتيكه نظير عصا و رحى ميباشند اتّفاقى علماء است كه بايد وقف آنها بر الف باشد . 3 - تاء تانيث در افعال هم در اصل و هم در وقف به صورت تاء قرائت مىشود ولى تاء تانيث در اسماء در وقف به هاء بدل مىشود . 4 - برخى از افعال همچون ق و ل و ع در حال وقف با هاء سكت قرائت ميشوند فلذا در امثله فوق وقفشان قه و له و عه مىشود و چنانچه ابن حاجب در كافيه آورده الحاق اين هاء در حال وقف لازم است ولى در افعالى همچون لم يخشه و لم يغزه و لم يرمه جايز است . 5 - اسم منقوص در حالت نصب مانند رايت القاضى باتّفاق اهل ادب در حالت وقف حذف يائش جايز نيست بلكه واجب است آن را در اينحال با سكون بخوانند . و امّا در حالت رفع و جرّ غالبا آن را در حال وقف با ياء ساكنه قرائت مىنمايند . 6 - در برخى اوقات كلماتيكه ماقبل آخرشان ساكن مىباشد وقفشان به اين نحو است كه حركت آخر را بما قبل يعنى به حرف ساكن نقل ميدهند چنانچه در هذا بكر و مررت ببكر و رايت البكر ميگويند هذا بكر و مررت ببكر و رايت البكر .