سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

264

اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)

سهل التّلفّظ است بنابراين وقف روم در آن جايز نيست ولى سيبويه و ديگران اين قسم از وقف را همانطوريكه در مرفوع و مجرور جارى دانسته‌ند در فتحه نصبى نيز تجويز كرده‌اند . اشمام و احكام آن اشمام عبارتست از اينكه هيئت و شكل دهان را در وقت حذف حركت به صورتى درآورند كه حركت را تلفّظ مىكنند و نه بطور مخفى و نهانى و علامت آن نقطه‌اى است كه در مقابل حرف مىگذارند به اين صورت ( . ) . برخى از اهل تحقيق فرموده‌اند : جهت اينكه در اينقسم از وقف علامت نقطه است و در وقف روم خط اينستكه اشمام به لحاظ اينكه در آن نه به حركت ظاهر تلفّظ مىشود و نه بخفىّ بخلاف وقف روم كه حركت را بطور نهانى و مخفى مىآورند لا جرم اشمام از روم ضعيف‌تر بوده فلذا علامتش را هم نقطه قرار داده‌اند كه از خطّ ضعيف‌تر است . و امّا احكام آن الف : اتّفاق نحاه و ادباء است كه حركت كسره و جرّ را وقف اشمام نمىكنند و اين عمل جايز نيست اگرچه به كوفيّون نسبت داده شده كه ايشان آن را تجويز كرده‌اند ولى مرحوم نجم الائمّه در شرح شافيه آن را وهم و غلط دانسته و فرموده احدى از نحاه به آن قائل نشده‌اند و اين نسبت صحيح نيست . امّا در حركت ضمّه و رفع وقف اشمام جايز است و در تعليل آن چنين گفته‌اند : آلت و وسيله نشان دادن ايندو حركت لب مىباشد و چون در وقف اشمام مقصود از تصوير دهان اينستكه هيئت تلفظ حركت را نشان دهند تا