سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

240

اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)

مذكر غائب / يرميان / تير مىاندازند دو مرد غائب در زمان حال يا آينده / يرمون / تير مىاندازند مردان غائب در زمان حال يا آينده / ترمى / تير مىاندازد يك زن غائب در زمان حال يا آينده مؤنث غائب / ترميان / تير مىاندازند دو زن غائب در زمان حال يا آينده / يرمين / تير مىاندازند زنان غائب در زمان حال يا آينده الى آخر يرمى - در اصل يرمى بود ضمّه بر ياء ثقيل بود آن را حذف كرديم يرمى شد . يرمون - در اصل يرميون بود ضمه بر ياء ثقيل بود آن را بماقبل داديم و كسره آن را حذف كرديم سپس دو ساكن يعنى ياء - واو باهم اجتماع كردند ياء را حذف كرديم شد يرمون . صرف مضارع مجهول از ناقص يائى يرمى / يرمى / تير مىخورد يك مرد غائب در زمان حال يا آينده مذكر غائب / يرميان / تير مىخورند دو مرد غائب در زمان حال يا آينده / يرمون / تير مىخورند مردان غائب در زمان حال يا آينده / ترمى / تير مىخورد يك زن غائب در زمان حال يا آينده مؤنث غائب / ترميان / تير مىخورند دو زن غائب در زمان حال يا آينده / يرمين / تير مىخورند زنان غائب در زمان حال يا آينده الى آخر صرف امر غائب معلوم از ناقص يائى ليرم / ليرم / بايد تير بياندازد يك مرد غائب در زمان حال