سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
233
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)
صرف امر غائب مجهول از ناقص واوى ليدع / ليدع / بايد خوانده شود يك مرد غائب در زمان حال مذكر / ليدعيا / بايد خوانده شوند دو مرد غائب در زمان حال / ليدعوا / بايد خوانده شوند مردان غائب در زمان حال / لتدع / بايد خوانده شود يك زن غائب در زمان حال مؤنث / لتدعيا / بايد خوانده شوند دو زن غائب در زمان حال / ليدعين / بايد خوانده شوند زنان غائب در زمان حال صرف امر حاضر معلوم از ناقص واوى ادع / ادع / بخوان تو يك مرد حاضر در زمان حال مذكر / ادعوا / بخوانيد شما دو مرد حاضر در زمان حال / ادعوا / بخوانيد شما مردان حاضر در زمان حال / ادعى / بخوان تو يك زن حاضر در زمان حال مؤنث / ادعيا / بخوانيد شما دو زن حاضر در زمان حال / ادعنّ / بخوانيد شما زنان حاضر در زمان حال ادع - در اصل تدعو بود خواستيم از آن امر حاضر بنا كنيم تاء كه علامت مضارع بود از اولش برداشتيم و چون بعد از آن ساكن بود به عين الفعلش نگاه كرديم مضموم بود لذا يك همزه وصل مضمومه در اولش درآورده و آخرش را بجزمى ساقط كرديم شد ادع .