سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

231

اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)

مؤنث غائب / دعتا / خواندند دو زن غائب در زمان گذشته / دعون / خواندند زنان غائب در زمان گذشته الى آخر دعا - در اصل دعو بود واو حرف عله ماقبل مفتوح قلب بالف شد دعا گرديد . صرف ماضى مجهول از ناقص واوى دعى / دعى / خوانده شد يك مرد غائب در زمان گذشته مذكر غائب / دعيا / خوانده شدند دو مرد غائب در زمان گذشته / دعوا / خوانده شدند مردان غائب در زمان گذشته / دعيت / خوانده شد يك زن غائب در زمان گذشته مؤنث غائب / دعيتا / خوانده شدند دو زن غائب در زمان گذشته / دعين / خوانده شدند زنان غائب در زمان گذشته دعى - در اصل دعو بود خواستيم آن را مجهول كنيم حرف اوّل را ضمه و ما قبل آخر را كسره داديم دعو شد واو ماقبل مكسور قلب بيا شد دعى گرديد . صرف مضارع معلوم از ناقص واوى يدعو / يدعو / مىخواند يك مرد غائب در زمان حال يا آينده مذكر غائب / يدعوان / مىخوانند دو مرد غائب در زمان حال يا آينده / يدعون / مىخوانند مردان غائب در زمان حال يا آينده