سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

223

اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)

/ تقال / گفته مىشود يك زن غائب در زمان حال يا آينده مؤنث غائب / تقالان / گفته ميشوند دو زن غائب در زمان حال يا آينده / يقلن / گفته ميشوند زنان غائب در زمان حال يا آينده الى آخر يقال - در اصل يقول بود حركت واو را بماقبل نقل داديم سپس واو ماقبلش چون مفتوح شد قلب بالف شد يقال گرديد . صرف امر غائب مجهول از اجوف واوى ليقل / ليقل / بايد گفته شود يك مرد غائب در زمان حال مذكر غائب / ليقالا / بايد گفته شوند دو مرد غائب در زمان حال / ليقالوا / بايد گفته شوند مردان غائب در زمان حال / لتقل / بايد گفته شود يك زن غائب در زمان حال مؤنث غائب / لتقالا / بايد گفته شوند دو زن غائب در زمان حال / ليقلن / بايد گفته شوند زنان غائب در زمان حال ليقل - در اصل يقال بود خواستيم از آن امر غائب بنا كنيم لام مكسوره در اولش درآورديم و آخرش را بجزمى ساكن كرديم اجتماع دو ساكن شد الف - لام الف را حذف كرديم شد ليقل و همچنين است لتقل . صرف امر حاضر مجهول از اجوف واوى لتقل / لتقل / بايد گفته شوى تو يك مرد حاضر در زمان حال مذكر / لتقالا / بايد گفته شويد شما دو مرد حاضر در زمان حال / لتقالوا / بايد گفته شويد شما مردان حاضر در زمان حال الى آخر