سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
202
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)
امر غائب معلوم / ليزئر / بايد بانگ بزند يك مرد غائب در زمان حال امر غائب مجهول / ليزئر / بايد بانگ زده شود يك مرد غائب در زمان حال امر حاضر معلوم / ازئر / بانگ بزن تو يك مرد حاضر در زمان حال امر حاضر مجهول / لتزئر / بايد بانگ زده شوى تو يك مرد حاضر در زمان حال نهى / لا يزئر / بانگ نزند يك مرد غائب در زمان حال جحد / لم يزئر / بانگ نزده است يك مرد غائب در زمان گذشته نفى / لا يزئر / بانگ نمىزند يك مرد غائب در زمان حال يا آينده استفهام / هل يزئر / آيا بانگ مىزند يك مرد غائب در زمان حال يا آينده اسم فاعل / زائر / بانگ زننده اسم مفعول / مزئور / بانگ زده شده مشتّقات مهموز العين صحيح از باب ثئد - يثئد ماضى معلوم / ثئد / سرما خورد يك مرد غائب در زمان گذشته ماضى مجهول / ثئد / سرما زده شد يك مرد غائب در زمان گذشته مضارع معلوم / يثئد / سرما مىخورد يك مرد غائب در زمان حال يا آينده مضارع مجهول / يثئد / سرما زده مىشود يك مرد غائب در زمان حال يا آينده امر غائب معلوم / ليثئد / بايد سرما بخورد يك مرد غائب در زمان حال امر غائب مجهول / ليثئد / بايد سرما زده شود يك مرد غائب در زمان حال امر حاضر معلوم / اثئد / سرما بخور تو يك مرد غائب در زمان حال امر حاضر مجهول / ليثئد / بايد سرما زده شوى تو مرد حاضر در زمان حال نهى / لا يثئد / سرما نخورد يك مرد غائب در زمان حال جحد / لم يثئد / سرما نخورده است يك مرد غائب در زمان گذشته